السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

134

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي )

نوشته تا مواردى را كه به نظرش مغشوش يا دروغ است از سيرهء آنان بپيرايد . « 1 » ( 1 ) منشأ ايراد به كتاب سليم منشأ ايراد به كتاب سليم دو چيز است : ( 2 ) اول : گفتهء محمد بن ابى بكر به پدرش هنگام مرگ او : در كتاب سليم آمده : سليم با عبد الرحمن بن غنم ملاقات كرد . او گفته معاذ بن جبل و سالم غلام ابو حذيفه و ابو عبيده به هنگام مرگشان را به او گفت . آنان گفته بودند كه به هنگام مرگ ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و على عليه السّلام را ديده‌اند كه هر دو ، آنان را به جهنم بشارت داده‌اند . سپس سليم با محمد بن ابى بكر ملاقات كرد . گفته ابو بكر به هنگام مرگ را به او گفت . محمد بن ابى بكر به او خبر داد كه عبد اللّه بن عمر نيز به هنگام مرگ پدرش همين سخن را از او شنيده است و گفتگوى خود با پدرش را با تمام جزئيات براى سليم شرح داد . اين گفته‌ها مطالب بسيار ارزشمندى است كه از يك كودك دو يا سه‌ساله انتظار نمىرود بلكه نياز به آگاهى كامل و معرفت و تدبير دارد . ( 3 ) سپس به سليم گفت كه نزد امير المؤمنين عليه السّلام رفته و آنچه از پدرش شنيده و آنچه عبد اللّه بن عمر از پدر خودش شنيده ، همه را به آنان حضرت گفته و حضرت به او فرموده : آنچه اين پنج نفر - معاذ بن جبل ، سالم ، ابو عبيده ، و ابو بكر - گفته‌اند را كسى برايم نقل كرده كه از تو و پسر عمر راستگوتر است . منظور حضرت ، رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله است كه قبل از رحلت يا بعد از آن در خواب ، اين سخنان را به او گفته است . يا شايد منظور امام ، فرشته‌اى باشد كه با ائمه عليهم السّلام سخن مىگويد . پس از شهادت محمد بن ابى بكر در مصر ، سليم با امير المؤمنين ملاقات كرد و از آن حضرت دربارهء گفته‌هاى محمد بن ابى بكر پرسيد . حضرت فرمود : « محمد رحمه اللّه راست گفته است . او شهيد و زنده است و روزى مىخورد » . سپس امام عليه السّلام در

--> ( 1 ) اعيان الشيعة ، ج 1 ، ص 173 .